ثبت است نام علی بر دوامِ شعرِ ما | صداباز | SedaBaz.ir

جمعه, ۶ خرداد ۱۴۰۱ / قبل از ظهر | 2022-05-27
تبلیغات
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
تبلیغات
کد خبر: 5498 |
تاریخ انتشار : ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۳:۴۱ | ارسال توسط :
ارسال به دوستان

حضرت علی(ع)، یکی از شخصیت های والایی هستند که از نام ایشان در شعر و ادب پارسی یاد شده است.

شعر، یکی از اقسام جدایی ناپذیر در ادبیات هر کشوری است و ایران با قدمتی چند هزار ساله که شعر در تمام فرهنگ و ادب آن رخنه کرده است، از این قاعده مستثنی نیست.

شعر در لغت دارای معانی متفاوتی چون علم، دانش، درک و دانایی و در اصطلاح ادبی، یکی از اقسام دوگانه کلام(نظم و نثر) است که بوعلی سینا به عنوان فیلسوف، شاعر، موسیقیدان و همه چیز دان، شعر را سخنی خیال انگیز برشمرده است و علمای منطق و حکمای اسلامی، شعر را سخنی موزون و مُخیّل و با قصد و معنی دانسته اند.

بر کسی پوشیده نیست که شعر پارسی(فارسی) در سراسر جهان از اعتبار و جایگاه بسیار زیادی برخوردار است و شعرای پارسی(فارسی) زبان نیز در مدح افراد بزرگ و یا در خصوص موضوعات مختلفی، لب به سرودن شعر گشوده اند که حضرت علی(ع) از جمله شخصیت های والایی هستند که در تاریخ شعر ایران زمین، نام زیبای ایشان به بسیاری از اشعار، روح و جان تازه ای بخشیده و آن ها را ماندگار کرده است؛ به طوری که برخی از شاعران پارسی(فارسی) زبان در مدح و وصف این شخصیت برجسته، شعرهای زیبایی را سروده اند که در این مطلب به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

بعضی از پژوهشگران و اساتید زبان و ادبیات پارسی (فارسی) می گویند نخستین کسی که نام امیر مومنان (ع) را با لقب «حیدر» در تاریخ زبان و ادبیات کشور مطرح می کند، «مجدالدین ابوالحسن کسایی مروزی» شاعر ایرانی است که در یکی از ابیات خود، این طور به مدح حضرت علی(ع) می پردازد:

«مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر/ بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار” و در ابیاتی دیگر، نخستین امام شیعیان(ع) و پیامبر خاتم(ص) را این چنین توصیف می کند: « آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد / جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟/ این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان/ پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار/ علم همه عالم به علی داد پیمبر / چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار».

«عرفی شیرازی» از دیگر شاعرانی است که در فهرست شعرهایش به ابیات زیادی در خصوص حضرت علی(ع)  می رسیم که تعداد آن ها به بیش از صد بیت می رسد و در زمره زیباترین ها هستند؛ به طوری که در بخشی از ستایش این امام همام می نویسد: «مرا که دست بگیرد که زیر دست توام/مرا که کار گشاید که از تو خیزد کار/ شه سریر ولایت ، علی عالی قدر/محیط عالم دانش ، جهان علم و وقار/غبار صحن و سرای تو اوج هفت اورنگ/شکنج زلف سخای تو موج دریا بار/بهر دیار که آمد لوای عدل تو، ظلم/دهد درازی دست ستم بپای فرار».

«حکیم ابوالقاسم فردوسی»، یکی دیگر از شاعران پارسی زبان است که این چنین به توصیف حضرت علی(ع) می پردازد:

« تو را دانش و دین رهاند درست/در رستگاری ببایدت جست/ وگر دل نخواهی که باشد نژند/نخواهی که دایم بوی مستمند/به گفتار پیغمبرت راه جوی/ دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی/چهارم علی بود جفت بتول/ که او را به خوبی ستاید رسول/ که من شهر علمم علیم در است/ درست این سخن قول پیغمبر است/ گواهی دهم کاین سخن‌ها ز اوست/ تو گویی دو گوشم پرآواز اوست/ علی را چنین گفت و دیگر همین/ کزایشان قوی شد به هر گونه دین/ نبی آفتاب و صحابان چو ماه/به هم بسته ی یک دگر راست راه/ منم بنده ی اهل بیت نبی/ ستاینده ی خاک و پای وصی/ اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای / گرت زین بد آید گناه من است/ چنین است و این دین و راه من است/

بر این زادم و هم بر این بگذرم/ چنان دان که خاک پی حیدرم» که در این ابیات، راه رستگاری را پیش پای انسان می گذارد و در بخشی از آن ها می گوید که اگر دوست داری به بهشت بروی، پیرو راه پیامبر(ص) و جانشینان او باش و به گفتار و سخنان آن ها عمل کن و تاکید می کند که من این گونه دوستدار پیامبر(ص) به دنیا آمدم و به همین صورت زندگی ام را می گذرانم و بدان که من خاک پای علی(ع) هستم.

همچنین، عطار نیشابوری در بخشی از اشعار خود درمورد فضیلت و توصیف امیر مومنان(ع) می گوید: «خواجه ی حق پیشوای راستین/کوه حِلم و بابِ علم و قطب دین/ساقی کوثر، امام رهنمای/ابن عم مصطفا، شیرخدای/مقتدا بی‌شک به استحقاق اوست/مفتی مطلق علی الاطلاق اوست/چون علی از غیبهای حق یکیست/عقل را در بینش او کی شکیست/گاه در جوش آمدی از کار خویش/گه فرو گفتی به چه اسرار خویش/در همه آفاق هم دم می‌نیافت/در درون می‌گشت و محرم می‌نیافت» و خواجه حافظ شیرازی هم در یکی از رباعیات خود بدین صورت از ساقی کوثر یاد می کند: « مردی ز کننده ی در خیبر پرس/اسرار کرم ز خواجه ی قنبر پرس/گر طالب فیض حق به صدقی حافظ/سر چشمه ی آن ز ساقی کوثر پرس» و سعدی نیز در بیت «جوانمرد اگر راست خواهی ولیست/کرم پیشه ی شاه مردان علیست» به جوانمردی مولای متقیان(ع) اشاره می کند.

گفتنی است که این ابیات، گوشه ای از اشعاری هستند که در وصف و مدح حضرت علی(ع) بیان شده اند و در این میان، غزل «همای رحمت» شهریار، یکی از مشهورترین اشعار و در حقیقت مناجات ها در وصف امیرمومنان (ع)است که به گفته بسیاری از پژوهشگران و استادان زبان و ادبیات پارسی(فارسی)، اخلاص و ارادت این شاعر شیرین سخن به حضرت را نشان می دهد که موردتوجه و تحسین بسیاری از افراد، شاعران و علمای دین نیز قرار گرفته است.

«همای رحمت»

«علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/که به ما سوا فکندی همه سایه هما را/دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدا را/به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند/چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را/مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ/به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را/برو ای گدای مسکین در خانه علی زن/که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را/بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من/چو اسیر تُست اکنون به اسیر کن مدارا/بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب/که عَلَم کند به عالم شهدای کربلا را/چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان/چو علی که می تواند که بسر برد وفا را/نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت/متحیرم چه نامم شهِ مُلک لافتی را/بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت/که ز کوی او غباری به من آر توتیا را/به امید آن که شاید برسد به خاک پایت/چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را/چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان/که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را/چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم/که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را/«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی/ به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»/ ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب/غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا».

لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط صداباز در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    نظرتان را بیان کنید